درباره وبلاگ هدف ازتهیه ی این وبلاگ آشنائی با امام زمان و کمک به نزدیکی ظهورش میباشد. من كمال تشكر را از وبلاگ پيامبر اميد دارم كه همچين قالب زيبا وكاملي را در اختيار ما قرار دادند. منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها نوشته هاي پيشين مرداد 1387تیر 1387فروردین 1387اسفند 1386دی 1386آبان 1386مهر 1386 آرشيو موضوعي عكس هاي مربوط به امام زمان عكس هاي مذهبي مطالب عمومي مطالب مربوط به امام زمان پيوندهاي روزانه سوز عشق ادرکنی یا مولا مهرمحبوب پايگاه بسيج محقق و كانور نور ولايت آرشيو پيوندها پيوندها لوگو و بنر هاي مذهبي سفارش دهيد پيامبر اميد پایگاه الکترونیکی حضرت امام خمینی (ره) لوگوي دوستان آمار با معرفت ها افراد آنلاين: تعداد بازديدها: امکانات آيه امروز آيه امروز را در سايت خود بگذاريد نامه اي از جانب امام زمان به عثمان بن سعيد نامه اي از ناحيه ي امام زمان به عثمان بن سعيد شيخ صدوق در «كمال الدين» مىنويسد: اين توقيع به افتخار عثمان بن سعيد و پسرش محمد بن عثمان از ناحيه مقدسه صادر شده است. اين توقيع را سعدبن عبدالله اشعرى روايت كرده است. شيخ ابوعبدالله جعفر - رضى الله عنه - مىگويد: من آن را به خط سعدبن عبدالله اشعرى - رضى الله عنه - ديدهام و توقيع اين است كه «خداوند شما دو نفر را در راه بندگى خود موفق و بر دين مقدسش ثابت بدارد و شما را با آنچه موجب خشنودى اوست، نيكبخت گرداند. آنچه گفته بوديد كه «ميثمى» از «مختار» و گفتگويش با شخصى كه او را ملاقات كرده بود و استدلال كرده بود كه پدرم امام حسن عسكرى عليه السلام جانشينى غير از جعفر بن على(جعفر كذاب) ندارد و او هم امامت او را تصديق كرده است، به ما رسيد؛ و از تمام مضمون مكتوبى كه از آنچه دوستان شما در خصوص او به شما خبر داده بودند، به وى نوشتهايد، مطلع شديم. من از نابينايى بعد از روشنى و از ضلالت بعد از هدايت و از عواقب سوء اعمال و فتنههاى خطرناك به خدا پناه مىبرم. خداوند عزوجل مىفرمايد: «الم. احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون»؛ آيا مردم گمان كردند ما آنها را به مجرد اين كه گفتند: ايمان آورديم، رها مىكنيم، و ديگر امتحان نخواهند شد. (1) چگونه است كه به فتنه افتاده در وادى سرگردانى گام مىسپارند؟ و به چپ و راست منحرف مىشوند؟ از دين خود دورى گزيدهاند يا در دين خود دچار ترديد شدهاند؟ با حق در آويختهاند يا از روايات صحيح و درست بىخبرند؟ يا آگاهند و خود را به فراموشكارى مىزنند؟! مگر نمىدانند كه زمين هرگز خالى از حجت نخواهد بود؟ يا ظاهر و آشكار و يا غايب و پنهان! مگر نمىدانند كه امامهاى آنها، بعد از رسول اكرم صلي الله عليه و آله يكى پس از ديگرى به طور منظم آمده و رفتهاند. تا نوبت به امام پيشين - يعنى، پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى عليه السلام - رسيد، كه به فرمان خدا به اين مقام منصوب شد و بر جاى پدران بزرگوارش نشست و مردمان را به سوى حق و صراط مستقيم رهنمون گرديد. او نيز قدم به قدم راه پدرانش را پيمود و سرانجام به جانشين خود عهد امامت را تسليم نمود. خداوند جانشين او را از ديدهها پوشيده داشت و جايگاهش را پنهان ساخت؛ و اين بر اساس مشيت خدا بود كه در قضا حتمى خدا گذشته و در تقدير الهى قطعيت يافته بود. و اينك موقعيت او با ماست و دانش و فضيلت او در اختيار ماست. اگر خداوند اجازه دهد در مورد آنچه منع فرموده، و برطرف سازد. آنچه(غيبت) را كه مقرر نموده، حق را به نيكوترين شكل و روشنترين قالب آن عرضه مىنمايد و خود از پشت پرده ظاهر مىشود، و حجت خويش را اقامه مىكند، وليكن تقدير الهى شكستناپذير، و اراده او ترديدناپذير است و از مشيت او نتوان پيشى گرفت. بايد هواى نفس را به كنار گذاشته، بر اساس اعتقاد خود استوار بمانند و از آنچه كه از ديدههايشان پوشيده شد، جستجو نكنند، تا به گناه نيفتند، و از آنچه خداى پوشيده نگه داشته، پرده برندارند تا پشيمان نشوند. آنها بدانند كه حق با ما، و در خاندان ما معصومين است؛ هيچ كس جز ما اين را نمىداند، مگر اين كه دروغگو باشد، و بر خدا افترا ببندد! جز ما كسى اين ادعا را ندارد، مگر اين كه گمراه و خيرهسر باشد. بنابر اين با اين مختصر كه گفتيم به ما اكتفا كنند و ديگر توضيح بيشتر لازم نيست، و با اين اشاره قناعت نمايند.»(2) منبع: مهدى موعود، ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار ، قديم (جلد 5 - 53 جديد) |لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت توسط منتظر |
درباره وبلاگ
هدف ازتهیه ی این وبلاگ آشنائی با امام زمان و کمک به نزدیکی ظهورش میباشد. من كمال تشكر را از وبلاگ پيامبر اميد دارم كه همچين قالب زيبا وكاملي را در اختيار ما قرار دادند.
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
عكس هاي مربوط به امام زمان عكس هاي مذهبي مطالب عمومي مطالب مربوط به امام زمان
پيوندهاي روزانه
سوز عشق ادرکنی یا مولا مهرمحبوب پايگاه بسيج محقق و كانور نور ولايت آرشيو پيوندها
پيوندها
لوگو و بنر هاي مذهبي سفارش دهيد پيامبر اميد پایگاه الکترونیکی حضرت امام خمینی (ره)
لوگوي دوستان
آمار با معرفت ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
امکانات
آيه امروز آيه امروز را در سايت خود بگذاريد
آيه امروز را در سايت خود بگذاريد
نامه اي از ناحيه ي امام زمان به عثمان بن سعيد شيخ صدوق در «كمال الدين» مىنويسد: اين توقيع به افتخار عثمان بن سعيد و پسرش محمد بن عثمان از ناحيه مقدسه صادر شده است. اين توقيع را سعدبن عبدالله اشعرى روايت كرده است. شيخ ابوعبدالله جعفر - رضى الله عنه - مىگويد: من آن را به خط سعدبن عبدالله اشعرى - رضى الله عنه - ديدهام و توقيع اين است كه «خداوند شما دو نفر را در راه بندگى خود موفق و بر دين مقدسش ثابت بدارد و شما را با آنچه موجب خشنودى اوست، نيكبخت گرداند. آنچه گفته بوديد كه «ميثمى» از «مختار» و گفتگويش با شخصى كه او را ملاقات كرده بود و استدلال كرده بود كه پدرم امام حسن عسكرى عليه السلام جانشينى غير از جعفر بن على(جعفر كذاب) ندارد و او هم امامت او را تصديق كرده است، به ما رسيد؛ و از تمام مضمون مكتوبى كه از آنچه دوستان شما در خصوص او به شما خبر داده بودند، به وى نوشتهايد، مطلع شديم. من از نابينايى بعد از روشنى و از ضلالت بعد از هدايت و از عواقب سوء اعمال و فتنههاى خطرناك به خدا پناه مىبرم. خداوند عزوجل مىفرمايد: «الم. احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون»؛ آيا مردم گمان كردند ما آنها را به مجرد اين كه گفتند: ايمان آورديم، رها مىكنيم، و ديگر امتحان نخواهند شد. (1) چگونه است كه به فتنه افتاده در وادى سرگردانى گام مىسپارند؟ و به چپ و راست منحرف مىشوند؟ از دين خود دورى گزيدهاند يا در دين خود دچار ترديد شدهاند؟ با حق در آويختهاند يا از روايات صحيح و درست بىخبرند؟ يا آگاهند و خود را به فراموشكارى مىزنند؟! مگر نمىدانند كه زمين هرگز خالى از حجت نخواهد بود؟ يا ظاهر و آشكار و يا غايب و پنهان! مگر نمىدانند كه امامهاى آنها، بعد از رسول اكرم صلي الله عليه و آله يكى پس از ديگرى به طور منظم آمده و رفتهاند. تا نوبت به امام پيشين - يعنى، پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى عليه السلام - رسيد، كه به فرمان خدا به اين مقام منصوب شد و بر جاى پدران بزرگوارش نشست و مردمان را به سوى حق و صراط مستقيم رهنمون گرديد. او نيز قدم به قدم راه پدرانش را پيمود و سرانجام به جانشين خود عهد امامت را تسليم نمود. خداوند جانشين او را از ديدهها پوشيده داشت و جايگاهش را پنهان ساخت؛ و اين بر اساس مشيت خدا بود كه در قضا حتمى خدا گذشته و در تقدير الهى قطعيت يافته بود. و اينك موقعيت او با ماست و دانش و فضيلت او در اختيار ماست. اگر خداوند اجازه دهد در مورد آنچه منع فرموده، و برطرف سازد. آنچه(غيبت) را كه مقرر نموده، حق را به نيكوترين شكل و روشنترين قالب آن عرضه مىنمايد و خود از پشت پرده ظاهر مىشود، و حجت خويش را اقامه مىكند، وليكن تقدير الهى شكستناپذير، و اراده او ترديدناپذير است و از مشيت او نتوان پيشى گرفت. بايد هواى نفس را به كنار گذاشته، بر اساس اعتقاد خود استوار بمانند و از آنچه كه از ديدههايشان پوشيده شد، جستجو نكنند، تا به گناه نيفتند، و از آنچه خداى پوشيده نگه داشته، پرده برندارند تا پشيمان نشوند. آنها بدانند كه حق با ما، و در خاندان ما معصومين است؛ هيچ كس جز ما اين را نمىداند، مگر اين كه دروغگو باشد، و بر خدا افترا ببندد! جز ما كسى اين ادعا را ندارد، مگر اين كه گمراه و خيرهسر باشد. بنابر اين با اين مختصر كه گفتيم به ما اكتفا كنند و ديگر توضيح بيشتر لازم نيست، و با اين اشاره قناعت نمايند.»(2) منبع: مهدى موعود، ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار ، قديم (جلد 5 - 53 جديد)
«خداوند شما دو نفر را در راه بندگى خود موفق و بر دين مقدسش ثابت بدارد و شما را با آنچه موجب خشنودى اوست، نيكبخت گرداند. آنچه گفته بوديد كه «ميثمى» از «مختار» و گفتگويش با شخصى كه او را ملاقات كرده بود و استدلال كرده بود كه پدرم امام حسن عسكرى عليه السلام جانشينى غير از جعفر بن على(جعفر كذاب) ندارد و او هم امامت او را تصديق كرده است، به ما رسيد؛ و از تمام مضمون مكتوبى كه از آنچه دوستان شما در خصوص او به شما خبر داده بودند، به وى نوشتهايد، مطلع شديم. من از نابينايى بعد از روشنى و از ضلالت بعد از هدايت و از عواقب سوء اعمال و فتنههاى خطرناك به خدا پناه مىبرم. خداوند عزوجل مىفرمايد:
«الم. احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون»؛ آيا مردم گمان كردند ما آنها را به مجرد اين كه گفتند: ايمان آورديم، رها مىكنيم، و ديگر امتحان نخواهند شد. (1)
چگونه است كه به فتنه افتاده در وادى سرگردانى گام مىسپارند؟ و به چپ و راست منحرف مىشوند؟ از دين خود دورى گزيدهاند يا در دين خود دچار ترديد شدهاند؟ با حق در آويختهاند يا از روايات صحيح و درست بىخبرند؟ يا آگاهند و خود را به فراموشكارى مىزنند؟! مگر نمىدانند كه زمين هرگز خالى از حجت نخواهد بود؟ يا ظاهر و آشكار و يا غايب و پنهان! مگر نمىدانند كه امامهاى آنها، بعد از رسول اكرم صلي الله عليه و آله يكى پس از ديگرى به طور منظم آمده و رفتهاند. تا نوبت به امام پيشين - يعنى، پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى عليه السلام - رسيد، كه به فرمان خدا به اين مقام منصوب شد و بر جاى پدران بزرگوارش نشست و مردمان را به سوى حق و صراط مستقيم رهنمون گرديد. او نيز قدم به قدم راه پدرانش را پيمود و سرانجام به جانشين خود عهد امامت را تسليم نمود. خداوند جانشين او را از ديدهها پوشيده داشت و جايگاهش را پنهان ساخت؛ و اين بر اساس مشيت خدا بود كه در قضا حتمى خدا گذشته و در تقدير الهى قطعيت يافته بود. و اينك موقعيت او با ماست و دانش و فضيلت او در اختيار ماست. اگر خداوند اجازه دهد در مورد آنچه منع فرموده، و برطرف سازد. آنچه(غيبت) را كه مقرر نموده، حق را به نيكوترين شكل و روشنترين قالب آن عرضه مىنمايد و خود از پشت پرده ظاهر مىشود، و حجت خويش را اقامه مىكند، وليكن تقدير الهى شكستناپذير، و اراده او ترديدناپذير است و از مشيت او نتوان پيشى گرفت. بايد هواى نفس را به كنار گذاشته، بر اساس اعتقاد خود استوار بمانند و از آنچه كه از ديدههايشان پوشيده شد، جستجو نكنند، تا به گناه نيفتند، و از آنچه خداى پوشيده نگه داشته، پرده برندارند تا پشيمان نشوند.
آنها بدانند كه حق با ما، و در خاندان ما معصومين است؛ هيچ كس جز ما اين را نمىداند، مگر اين كه دروغگو باشد، و بر خدا افترا ببندد! جز ما كسى اين ادعا را ندارد، مگر اين كه گمراه و خيرهسر باشد. بنابر اين با اين مختصر كه گفتيم به ما اكتفا كنند و ديگر توضيح بيشتر لازم نيست، و با اين اشاره قناعت نمايند.»(2)
مهدى موعود، ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار ، قديم
(جلد 5 - 53 جديد)
|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت توسط منتظر |