درباره وبلاگ هدف ازتهیه ی این وبلاگ آشنائی با امام زمان و کمک به نزدیکی ظهورش میباشد. من كمال تشكر را از وبلاگ پيامبر اميد دارم كه همچين قالب زيبا وكاملي را در اختيار ما قرار دادند. منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها نوشته هاي پيشين مرداد 1387تیر 1387فروردین 1387اسفند 1386دی 1386آبان 1386مهر 1386 آرشيو موضوعي عكس هاي مربوط به امام زمان عكس هاي مذهبي مطالب عمومي مطالب مربوط به امام زمان پيوندهاي روزانه سوز عشق ادرکنی یا مولا مهرمحبوب پايگاه بسيج محقق و كانور نور ولايت آرشيو پيوندها پيوندها لوگو و بنر هاي مذهبي سفارش دهيد پيامبر اميد پایگاه الکترونیکی حضرت امام خمینی (ره) لوگوي دوستان آمار با معرفت ها افراد آنلاين: تعداد بازديدها: امکانات آيه امروز آيه امروز را در سايت خود بگذاريد تشرف آقا سيدمهدى قزوينى در شب عيد فطر عالم كامل، آقا سيدمهدى قزوينى فرمود: سالى براى زيارت فطريه (شب عيد فطر) وارد كربلا شدم و در شب سىام، كه احتمال شب عيد در آن مـىرفـت، نـزديك غروب، هنگامى كه اگر بنا بود شب عيد هم باشد، در آن وقت هلالى ديده نـمـىشود، در حرم مطهر بالاى سر مقدس بودم . شخصى از من سؤال كرد: آيا امشب، شب زيارت مـىبـاشـد؟ و مـقـصودش آن بود كه آيا امشب شب عيد است و ماه ناقص مىباشد تا آن كه اعمال زيارت شب عيد را بجا آورد، يا آن كه شب آخر ماه رمضان است . مـن در جـواب گـفـتم: احتمال دارد امشب شب عيد باشد، ولى معلوم نيست كه عيد ثابت شود. ناگاه ديدم شخص بزرگوارى كه به هيئت بزرگان عرب بود، با مهابت و جلالت نزد من ايستاده اسـت . ايشان با دو نفر ديگر كه در هيبت و جلالت از ديگران ممتاز بودند، در آن جا تشريف داشت . آن شخص به زبان فصيح كه از اهل اين اعصار و زمانها بىسابقه است، در جواب سؤال كننده فرمود: نعم هذه الليلة ليلة الزيارة؛ آرى، امشب شب عيد و شب زيارت است . وقتى اين سخن را از او شنيدم كه بدون تزلزل و ترديد، عيد را اعلام فرمود، به او گفتم: عيد بودن امـشـب را از كـجا مىگوييد؟ آيا به گفته منجم و تقويم اعتماد كردهايد يا دليل ديگرى براى آن داريد؟ اعتناى درستى به من نكرد، مگر همين قدر كه فرمود: اقول لك هذه الليلة ليلة الزيارة؛ به تو مىگويم امشب شب زيارتى است . اين را گفت و با آن دو نفر به سوى در حرم به راه افتاد. وقـتى از من جدا شدند گويا الان به خود آمده باشم، با خود گفتم اين جلالت و مهابت معمولا از كـسـى ديـده نشده است و اين طور مكالمه و خبر دادنها از غيب، از غير بزرگان دين و اهل اسرار انـجـام نمىشود، لذا با عجله هر چه تمامتر ايشان را دنبال كردم و بيرون آمدم، اما آنها را نديدم . از خـادمى كه كنار در بودند پرسيدم: اين سه نفر كه فلان لباس و فلان شكل را داشتند و الان بيرون آمدند كجا رفتند؟ گـفـتـند: ما چنين اشخاصى را كه مىگويى، نديدهايم . با وجود آن كه معمولا نمىشود كسى از زوار، مـخـصـوصـا اگر امتيازى بر ديگران داشته باشد، داخل صحن يا ايوان يا رواق يا حرم شود و خدام او را نبينند، بلكه غالبا آنها مىدانند كه اهل كجا و چه كارهاند و از منازل هر يك اطلاع دارند و حـتـى پـيش از ورود اشراف و بزرگان به حرم، مطلع مىشوند و مىدانند كه چه وقت و از كجا وارد مـىشـونـد. چـنانكه هر كس بر عادت خدام اطلاع داشته باشد، اينها را مىداند. به علاوه زمانى نگذشته بود كه ايشان رفته بودند. بـالاخـره از در خـارج شـدم و از خدامى كه در رواق و بين البابين بودند پرسيدم و همان جواب را شنيدم . همچنين در ايوان و كفشدارى گشتم، اما اثرى ديده نشد، با اين كه هر يك از زوار ناگزير بايد از جلوى كفشدارى بگذرند. بـاز بـرگـشتم و رواق و حجرهها را گردش نمودم و از ساكنين و ملازمين آنها، يعنى قراء قرآن و خدام و غيره پرسيدم، ولى به همان ترتيب خبرى از سه نفر به دست نيامد. از طـرفـى در اواخر آن شب و روز بعد معلوم شد كه شب، شب عيد و زيارت بوده است، بنابراين از مشاهده اين امور و تصديق قلبى، يقين كردم كه به غير از آن بزرگوار، يعنى حضرت بقية اللّه عجل اللّه تعالى فرجه الشريف كس ديگرى نبوده است. منبع: كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) میباشد. تبیان |لينك مطلب| نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت توسط منتظر |
درباره وبلاگ
هدف ازتهیه ی این وبلاگ آشنائی با امام زمان و کمک به نزدیکی ظهورش میباشد. من كمال تشكر را از وبلاگ پيامبر اميد دارم كه همچين قالب زيبا وكاملي را در اختيار ما قرار دادند.
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
عكس هاي مربوط به امام زمان عكس هاي مذهبي مطالب عمومي مطالب مربوط به امام زمان
پيوندهاي روزانه
سوز عشق ادرکنی یا مولا مهرمحبوب پايگاه بسيج محقق و كانور نور ولايت آرشيو پيوندها
پيوندها
لوگو و بنر هاي مذهبي سفارش دهيد پيامبر اميد پایگاه الکترونیکی حضرت امام خمینی (ره)
لوگوي دوستان
آمار با معرفت ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
امکانات
آيه امروز آيه امروز را در سايت خود بگذاريد
آيه امروز را در سايت خود بگذاريد
عالم كامل، آقا سيدمهدى قزوينى فرمود: سالى براى زيارت فطريه (شب عيد فطر) وارد كربلا شدم و در شب سىام، كه احتمال شب عيد در آن مـىرفـت، نـزديك غروب، هنگامى كه اگر بنا بود شب عيد هم باشد، در آن وقت هلالى ديده نـمـىشود، در حرم مطهر بالاى سر مقدس بودم . شخصى از من سؤال كرد: آيا امشب، شب زيارت مـىبـاشـد؟ و مـقـصودش آن بود كه آيا امشب شب عيد است و ماه ناقص مىباشد تا آن كه اعمال زيارت شب عيد را بجا آورد، يا آن كه شب آخر ماه رمضان است . مـن در جـواب گـفـتم: احتمال دارد امشب شب عيد باشد، ولى معلوم نيست كه عيد ثابت شود. ناگاه ديدم شخص بزرگوارى كه به هيئت بزرگان عرب بود، با مهابت و جلالت نزد من ايستاده اسـت . ايشان با دو نفر ديگر كه در هيبت و جلالت از ديگران ممتاز بودند، در آن جا تشريف داشت . آن شخص به زبان فصيح كه از اهل اين اعصار و زمانها بىسابقه است، در جواب سؤال كننده فرمود: نعم هذه الليلة ليلة الزيارة؛ آرى، امشب شب عيد و شب زيارت است . وقتى اين سخن را از او شنيدم كه بدون تزلزل و ترديد، عيد را اعلام فرمود، به او گفتم: عيد بودن امـشـب را از كـجا مىگوييد؟ آيا به گفته منجم و تقويم اعتماد كردهايد يا دليل ديگرى براى آن داريد؟ اعتناى درستى به من نكرد، مگر همين قدر كه فرمود: اقول لك هذه الليلة ليلة الزيارة؛ به تو مىگويم امشب شب زيارتى است . اين را گفت و با آن دو نفر به سوى در حرم به راه افتاد. وقـتى از من جدا شدند گويا الان به خود آمده باشم، با خود گفتم اين جلالت و مهابت معمولا از كـسـى ديـده نشده است و اين طور مكالمه و خبر دادنها از غيب، از غير بزرگان دين و اهل اسرار انـجـام نمىشود، لذا با عجله هر چه تمامتر ايشان را دنبال كردم و بيرون آمدم، اما آنها را نديدم . از خـادمى كه كنار در بودند پرسيدم: اين سه نفر كه فلان لباس و فلان شكل را داشتند و الان بيرون آمدند كجا رفتند؟ گـفـتـند: ما چنين اشخاصى را كه مىگويى، نديدهايم . با وجود آن كه معمولا نمىشود كسى از زوار، مـخـصـوصـا اگر امتيازى بر ديگران داشته باشد، داخل صحن يا ايوان يا رواق يا حرم شود و خدام او را نبينند، بلكه غالبا آنها مىدانند كه اهل كجا و چه كارهاند و از منازل هر يك اطلاع دارند و حـتـى پـيش از ورود اشراف و بزرگان به حرم، مطلع مىشوند و مىدانند كه چه وقت و از كجا وارد مـىشـونـد. چـنانكه هر كس بر عادت خدام اطلاع داشته باشد، اينها را مىداند. به علاوه زمانى نگذشته بود كه ايشان رفته بودند. بـالاخـره از در خـارج شـدم و از خدامى كه در رواق و بين البابين بودند پرسيدم و همان جواب را شنيدم . همچنين در ايوان و كفشدارى گشتم، اما اثرى ديده نشد، با اين كه هر يك از زوار ناگزير بايد از جلوى كفشدارى بگذرند. بـاز بـرگـشتم و رواق و حجرهها را گردش نمودم و از ساكنين و ملازمين آنها، يعنى قراء قرآن و خدام و غيره پرسيدم، ولى به همان ترتيب خبرى از سه نفر به دست نيامد. از طـرفـى در اواخر آن شب و روز بعد معلوم شد كه شب، شب عيد و زيارت بوده است، بنابراين از مشاهده اين امور و تصديق قلبى، يقين كردم كه به غير از آن بزرگوار، يعنى حضرت بقية اللّه عجل اللّه تعالى فرجه الشريف كس ديگرى نبوده است. منبع: كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) میباشد. تبیان
شخصى از من سؤال كرد: آيا امشب، شب زيارت مـىبـاشـد؟ و مـقـصودش آن بود كه آيا امشب شب عيد است و ماه ناقص مىباشد تا آن كه اعمال زيارت شب عيد را بجا آورد، يا آن كه شب آخر ماه رمضان است .
مـن در جـواب گـفـتم: احتمال دارد امشب شب عيد باشد، ولى معلوم نيست كه عيد ثابت شود.
ناگاه ديدم شخص بزرگوارى كه به هيئت بزرگان عرب بود، با مهابت و جلالت نزد من ايستاده اسـت .
ايشان با دو نفر ديگر كه در هيبت و جلالت از ديگران ممتاز بودند، در آن جا تشريف داشت .
آن شخص به زبان فصيح كه از اهل اين اعصار و زمانها بىسابقه است، در جواب سؤال كننده فرمود: نعم هذه الليلة ليلة الزيارة؛ آرى، امشب شب عيد و شب زيارت است .
وقتى اين سخن را از او شنيدم كه بدون تزلزل و ترديد، عيد را اعلام فرمود، به او گفتم: عيد بودن امـشـب را از كـجا مىگوييد؟ آيا به گفته منجم و تقويم اعتماد كردهايد يا دليل ديگرى براى آن داريد؟ اعتناى درستى به من نكرد، مگر همين قدر كه فرمود: اقول لك هذه الليلة ليلة الزيارة؛ به تو مىگويم امشب شب زيارتى است .
اين را گفت و با آن دو نفر به سوى در حرم به راه افتاد.
وقـتى از من جدا شدند گويا الان به خود آمده باشم، با خود گفتم اين جلالت و مهابت معمولا از كـسـى ديـده نشده است و اين طور مكالمه و خبر دادنها از غيب، از غير بزرگان دين و اهل اسرار انـجـام نمىشود، لذا با عجله هر چه تمامتر ايشان را دنبال كردم و بيرون آمدم، اما آنها را نديدم .
از خـادمى كه كنار در بودند پرسيدم: اين سه نفر كه فلان لباس و فلان شكل را داشتند و الان بيرون آمدند كجا رفتند؟ گـفـتـند: ما چنين اشخاصى را كه مىگويى، نديدهايم .
با وجود آن كه معمولا نمىشود كسى از زوار، مـخـصـوصـا اگر امتيازى بر ديگران داشته باشد، داخل صحن يا ايوان يا رواق يا حرم شود و خدام او را نبينند، بلكه غالبا آنها مىدانند كه اهل كجا و چه كارهاند و از منازل هر يك اطلاع دارند و حـتـى پـيش از ورود اشراف و بزرگان به حرم، مطلع مىشوند و مىدانند كه چه وقت و از كجا وارد مـىشـونـد.
چـنانكه هر كس بر عادت خدام اطلاع داشته باشد، اينها را مىداند.
به علاوه زمانى نگذشته بود كه ايشان رفته بودند.
بـالاخـره از در خـارج شـدم و از خدامى كه در رواق و بين البابين بودند پرسيدم و همان جواب را شنيدم .
همچنين در ايوان و كفشدارى گشتم، اما اثرى ديده نشد، با اين كه هر يك از زوار ناگزير بايد از جلوى كفشدارى بگذرند.
بـاز بـرگـشتم و رواق و حجرهها را گردش نمودم و از ساكنين و ملازمين آنها، يعنى قراء قرآن و خدام و غيره پرسيدم، ولى به همان ترتيب خبرى از سه نفر به دست نيامد.
از طـرفـى در اواخر آن شب و روز بعد معلوم شد كه شب، شب عيد و زيارت بوده است، بنابراين از مشاهده اين امور و تصديق قلبى، يقين كردم كه به غير از آن بزرگوار، يعنى حضرت بقية اللّه عجل اللّه تعالى فرجه الشريف كس ديگرى نبوده است.
كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) میباشد. تبیان
|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت توسط منتظر |